نویسنده :
علی - ساعت 22:25 روز سه شنبه هفدهم آذر 1388
سلام
در روزگار عجیبی هستیم دلم به حال خودمون می سوزه که تو بد دوره زمونه ای افتادیم
از یک چیز خیلی ناراحتم که دوست ندارم...
منظورم از دوست دوستی که نزدیک تر از خودم به خودم با شه از اون دوستایی که تو فیلما نشون میده که حاضرند جونشون رو واسه هم بدن از اون دوستایی که همه جره واسه آدم مایه میزارن ماه رمضون یه سریال شبکه ۳ نشون می داد یه همچین چیزی ولی حیف که نیست!!!!
البته یکسری رفیق چه در این دنیای مجازی چه در واقعیت دارم ولی اونطوری که با هم یکی باشیم و به اصطلاح یک رو ح در دو بدن نیستیم!!!
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
روزهای جالب و عجیبی رو تجربه می کنم!!!
مثل روزهای عاشقی می مونه ولی من که نه عاشقم نه عشقی رو از دست دادم!!
ولی میشینم با موزیک ساعت ها گریه می کنم احساس می کنم یکی رو دوست دارم ولی من هیچکسی رو دوست ندارم و عاشق هیچکسی نیستم!!!
هیچکسی هم تا به حال منو دوست نداشته!!!
چرا من اینجوری شدم؟؟؟چرا؟؟
و یک خبر خوب واسه خودم و دوستانم طرف فراموشم کرد!!!
و ترانه زیبای زیر تقدیم به همتون!!
در پایان پاسخ به کامنتها!!!
چند روزه که دلم می گه عاشق تو شدم دیگه
فقط می ترسم که بگی خسته شدم از تو دیگه
حس می کنم که این روزا بدجوری عاشقت شدم
نه عادت نه یک هوس برام شدی مثل نفس
من تو بهشتم و تو فرشته امی
تو مال منی و تو گل منی
اگه دنیا رو بدن به جای تو
فقط تویی که تو سرنوشتمی
دنیا رو گشتم تا رسیدم به تو
فرق می کنه واسه من چشمای تو
آره دوست دارم من تا پای جون
هر چی بخوای می دم تو پیشم بمون
| توسط:من! |
|
هوی!واقعا مثه اینکه گاگولی ها!!خب اسکل جون چرا تو خود نظرایی که بهت دادن جواب نمیدی که باز بیای الکی یه پست جدید واسه این کار بذاری؟اهــــــــــــــــــــــان!همچین گاگولم نیستی ها!میخواستی از بی موضوعیه پستی در بیای!ایول!هواتو دارم مشتی چرا این جا هیشکی نیس باهاش دعوا کنم؟حوصلم سرید
به هر حال ممنون از اینکه سر زدی!!
| توسط:فائزه |
|
سلام آره خوب کتابای ما یه کم خشکه حالا اینهمه سیستم آموزشی مشکل داره ما داریم سر کتابای انسانی و ریاضی بحث می کنیم؟!! دروغ چرا من خودم از دست معلم ریاضی پارسالم عاصی شدم اومدم انسانی البته خیلیا هم به خاطر این که عرضه ی حفظ کردن ندارن می رن ریاضی( ببخشید البته!) عید شما هم مبارک یا علی
به هر حال حفظ کردن من خیلی خوبه!!
| توسط:milad |
adrese blogeto gom karde boodam
vali emrooz 10 taee hit dashtam az tarafe in blog konjkav shodam oomadam didam bloge u hast
mamnoon babate link kardane sitam   |
قابلی نداشت!!!
| توسط:نگین |
|
اووم پس بهتر می بینم اصلا با یو حرفی نداشته باشم چون اصولا رفتار هرکس با اون یکی دیگه بازتاب رفتار طرفشه ! اگه من بد با تو حرف می زنم به خاطر لحن بده خودته ! در هر صورت قصد توهین نداشتم پس بخشید ! ولی در کل رو حرفه بالام هستم ! ن بی ادب نیستم واقعا دوستت ابلهه ! از سره حرفم پایین نمی یام ... خب دیگه بنا به درخواستتون بای ! روان گردان هم خودت می زنی ! در مورد توهم هم باید بگم پس تو خودت خواستی که خودتو بد نشون بدی ما به ملیکا و الیکا و آرمیتا نمی گیم 1 نفر !!! در ضمن لحن خودتو نگاه کنی میبینی خیلی زشت بود هر چند من آدمی نیستم با این چیزا اعصابم به هم بریزه ولی واسه تجربه ی شخصیت گفتم ! بای(نگران نباش دیگه برات نظر نمی دم !!!)
اینو اونایی که باهام بد حرفیدن تجربه کردن
تا کسی باهام بد صحبت نکنه باهاش بد نمی حرفم حتی دشمنم!!! | | |
نویسنده :
علی - ساعت 0:39 روز یکشنبه پانزدهم آذر 1388
سلام
گفتم این پست رو بزنم که هم عید غدیر رو به همه مسلمان ها تبریک بگم
هم یکسری مسائل رو توضیح بدم!!
هم جواب کامنت ها رو بدم !!
۱- عیدتون مبارک امیدوارم تعطیلات بهتون خوش گذشته باشه!
۲-
الف- شما برای چت کردن با هم به صورت عمومی می تونید به انجمن چت روم ایرانیان مراجعه کنید!
ب- از این پست به بعد هرگونه نظر در مورد تجربه ننگین بنده که در موردش در پست قبلی مطالعه کردین حذف خواهد شد!
ج- از "دوست" عزیز هم خواهش می کنم به صورت پیام خصوصی خودش رو معرفی کنه!تشکر!
د- لطف کنید در کامنتها به هیچ شخص حقیقی یا حقوقی توهین نکنید! حتی شما دوست عزیز!!
ه- چیزی یادم نمیاد!!!!
۳- پاسخ به نظرات:
| توسط:سپیده |
سلام خوبی؟؟/ چه وبلاگ جالبی داری
خیلی خوشم اومد جدا میگم
راستی وقت کردی سری هم به من بزنن
یادت نره به چت روم آخر وبلاگ سر بزنی
موفق باشی یاعلی |
|
خوب از این نظراییه که بازدید جمع می کنه!!!
توسط:مائده |
|
سلام علی آقا توضیحات وبلاگت رو خوندم . دیدم تو هم کار م داری میکنی چون منم خاطرات هر روزم رو ولی با بهترینم مینویسم التماس دعا
من که خوشم نیمد |
| توسط:نگین |
|
اولا عجب نداره من رابطه ای با اون نداشتم ! اصلا!!اصلا!!
دوما امثال تو اگه رشته انسانی نبود می خواستین چی بگین !
اگه عرضشو داشتین (البته ببخشید ها !) خب همون رشته ای که توشی قبول می شدی ! نه اینکه این جوری پشت کنکور بمونی و نتونی رد شی ! این کم کاری تو رو می رسوننه نه رشتتو !
شما همون مساحت استان کهکیلویه و بویر احمد و حفظ کن موفق باشی!! به کارت در مورد رو اعصاب بودن ادامه بده خب بی کار که هستی کاری دیگه نداری ! خب من که خر گوش ندارم باش بازی کنم میرم رو اعصاب دخترا!!
خیلی ها خیلی کارا می کنن ! من چندین بار گفتم هر کاری که بکنی یه روز به خودت برمیگرده .. امروز دله یکی و شکستی فردا یکی دله تو رو میشکنه . پس ناراحت نباش وقتی الیکا نامی حالتو می گیره و تو هم دلت میشکنه ! در مورد نوشته هات هم باید بگم مشکل ما جهان سومی ها اینه که فکر می کنیم اگه دو نفری کار بد می کنن این یعنی این که ما هم باید این کارو بکینم ! شما هم که از این قائده مستثنی نیستی ! فقط سعی کن درست شی چون زندگی خودت به بطالت می گذره نه طرفت !!!
من که طرفی نمی بینم از این مواد روانگردان نزن آبجی!! و پرسیدی شما چند بار با جنس مخالف دوست بودی از خواننده هات پرسیدی ! خب من اصلا مثه شما با چند نفر نبودم یه بار عاشق شدم که بهش نرسیدم الانم که از یکی خوشم اومده باهاش دوستم ! مثه شما روزی دو بار دوست دختر عوض نمی کنیم ... (البته ما دوست پسر!( باز هم فاز توهم زد بالا
البته اینا رو محضه راهنمایی گفتم بهت برنخوره ! اووم ! پس این دختری که گفته بودی آرمیتا بود !!!
اااااااااااااااااااااااا!!!!!؟؟؟؟ چطوری فهمیدی؟؟ |
| توسط:فائزه |
|
سلام خجالت داره والا یه آدم با فهم و کمالات نسبی همچین حرفی بزنه کی می گه هرکی از درس فراریه میره انسانی فکر نمی کردم هنوز کسی باشه که این جوری فکر کنه اگه مردی بیا این کتابای مارو بخون تا بهت ثابت کنم که از درس فراریه
خب بله!!حرفم رو اصلاح می کنم اونهایی که از حل مسائل سر گیجه آوره ریاضی و فیزیک فرارین میرن انسانی!!!
به هر حال هر رشته ای سختی خودش رو داره و من قبول دارم کتابای رشتتون خیلی توهم خشکه!! |
| توسط:دوست |
|
باقی مسائلرو کاری ندارم ولی اینکه آرمیتا رو ول کردی خیلی حال کردم به زور می خواست بچسبه به یکی 
دقیقا!!
بعد زنی که شب به شب بخواد خود کشی کنه بهتره ولش کرد و جزو آدم ها حسابش نکرد!
موافقم!!! اوایل یادمه می گفت برات می میرم
من فقط یادم نمیاد کی به شما گفتم!!! بعد تو وبش نوشته بود من فقط یه کم دوستش داشتم =))
اس ام اس هاش موجوده لازم باشه ارائه میدیم!!!
کلا از زن ها بدم میاد (نه همشون) بعضی هاشون بد جوری نامردن! یک مارمولک هایی هستن که لنگه ندارن اول خوب فحش میدن ، بعد می گن ما نمی خواستیم فحش بدیم تو قلب ما رو شکستی و ما شکست روحی خوردیم خیلی عذر می خوام من از بچگی بد بخت بودم =)) فقط به خاطر یه شوهر
کلا به نظر من دوستی در نت بسیار چیز چرت و مضخرفی هست
احسنت!! البته با جنس مخالف و گرنه من خیلی دوستای خوبی پیدا کردم که هم سن و سال خودمم هم هستن ولی کلا مخالف دوستی با جنس مخالف هستم!
امیدوارم روزی برسه که نسل این آدم های شرور و بد ذات از روی زمین برداشته بشه
آمین
راستی علی تو اصلا نت نیا یه مدت
یه دو سه ماهی نبودم!!! این دختره هم ماشالا چه از خود راضی هست =)) من میرم تا تنها بمونی =)) یادش رفته کی میومد قصه حسین کرد شبستری تعریف می کرد تا یه ذره بهش توجه کنی :)) آخه تو کی هستی که اینقدر می دونی؟؟؟ نمی دونی امروز اومدم وبت و این دو تا پست آخری رو خوندم چه حالی کردم
امیدوارم دو باره تو دام چنین افراد سودجویی نیفتی انشااله عیدتم مبارک بازم معذرت از این که رک بودم!
خوب کردی ! |
| توسط:حمید |
|
قابل توجه ارمیتا خانوم:یک پایان تلخ بهتر از یک تلخی بی پایان است
به به به به به این درایت!! |
| توسط:hidden girl |
|
تو مثل اینکه خیلی دووووست داری شخصیتتو بد جلوه بدی نه؟؟؟؟! اونقدرا هم که من از پستای قبلیت فهمیدم بد نیستی!!تو هم مپل خیلیای دیگه بعد از شکست از عشق((قبولش ندارم)دیگه از دخترا خسته شدی! به هر حال چه تو چه هر پسر دیگه ای و بلعکس حق ندارید با احساسات طرف مقابل بازی کنید چون احساسات یکی از مهم ترین و اساسی ترین عنصر وجود واسه چه دختر چه پسر!!! از نصیحت بدم میاد امیدوارم بعدا از کارات پشیمون نشی!! بای تا های
من که کاری نمی کنم آخه که همه هی میگین!!! |
| توسط:نیما |
|
اااااااااااااااا ! ! ! ! ! ! ! چه خبره اینجا ! ! ! ! ! ! ! ! ! علی بعضی کارات اشتباه و بعضی هاش هم درسته! فعلا امیدوارم کارایی که درست انجام دادی رو به غلط تبدیلش نکنی
تا پست بعدی

نیما جان اشتباهاتمو بگو اصلاح کنم!!!
توسط:نگین |
آدم نمی گه اگه می فهمیدم چی گفتی ؟! میگه اگه فهمیدم چی گفتی !!!
به چه امیدی انسانی میخونی؟؟؟
بزار نوشتاری برات بنویسم شاید فهمیدی!!
مثال:در کجای دنیا برای جمله ی حال استمراری از فعل ساده ماضی استفاده می کنند؟
همچنین جمله شرطی نیز هست! اگر دارد!!!
اگر می فهمیدم چه گفتی(چه می گویی) شاید به تو پاسخ می دادم!
در نظر دوم با زبان محاوره ای اصلاح شده است!باز هم نفهمیدی؟؟
زبان فارسی صفر ! با این وضع می یومدی انسانی که ... !!!
الان تو که رفتی واقعا کولاک کردی نه من عصبانی نیستم که کلا لحنم تنده !!!
جوابت رو تو وبلاگت دادم! نظراتت از چت رومم بدتر شده ! کم مونده فحش خواهر مادر اینجا بخونم !!!
دیگه بچه ها تو آفتابگردون عادت کردن شما ببخش مادر بزرگ به اون دوسته ابلهتم که اینجا نظر می ده بگو این قدر به دخترا توهین نکنه ! ( من کار به دعواش با بقیه ندارم !)
بی ادب!!من حتی نمی دونم کی هست! در ضمن من به جای تو بودم این قدر به آفتابگردون نمی ذاشتم توهین شه ... حداقل به خاطر همون یه مدت عضویت توش !
یه مدت عضویت توش مال شماهاست من از روز اول خاک . خون خرده بودم ولی برای کی برای چی؟؟؟ بازم میل خودته دیگه گفتم یه خورده نصیحت خواهرانه بکنم که وظیفه ی دینیم فراموش نشده باشه !
بی برو بابا من اگه خواهری مثل تو داشتم که ۴ بار خود کشی که نه مال این بچه مچه هاست!! خلاصه یه کاری می کردم دیگه!! که یا تو نباشی یا من!!
----------------------------------------------------------------------------
از دوستان به خاطره لحن تندم عذر می خوام آخه یه عده فکر می کنن فقط خودشون بلدن!!!
اونایی هم(یک نفره) که کامنتاشون دایورت شد دیگه نظر ندن!! |
|
نویسنده :
علی - ساعت 23:10 روز چهارشنبه یازدهم آذر 1388
سلام
با ملاحظه جمیع جوانب بر آن شدیم که باز بگیم ما هیولا نیستیم!! و آدم خوبی هستیم!!
من از همه شما ها سوال کنیم تا به حال چند تا دوست جنس مقابل داشتین؟؟
حالا بنده از دوست دخترهام می گم!!
بنده وقتی یک زمانی در یک کشوری عاشق دختری بودم ولی جزئیاتش رونمی گم ولی در این حد بدونین که جرئتش رو پیدا نکردم بهش بگم عاشقشم
بعد اومدم ایران و با الیکا که جزئیاتش رو اینجا مطالعه کنید!!
بنده بعد از اون از هر چی که بگین،زده و خسته بودم و کاملا افسرده شدم!!!
که دوستام تصمیم گرفتن برای من دوست دختری دست و پا کنن که اینجانب از این وضع نا به سامان در بیام ولی بد سلیقه ها دختری نه چندان جذاب رو انتخاب کردن و بنده خوشم نیومد و ایشون فائزه نامی بود و ایشون هیچ ربطی به این فائزه ای که برام کامنت میزاره نداره!!
که این فائزه به دستور بنده توسط یکی از دوستان پیچانیده شدن ولی طوریکه ایشون درخواست جدایی داد و ما با آغوشی باز پذیرفتیم (خداییش اگه شما از یکه خوشتون نیاد باهاش می مونین؟)
خوب ما مدتها دور این کار رو قلم قرمز گرفتیم نه اینکه اصلا با دخترا کاری نداشته باشیم مخ زنی می کردیم ته تهش ۲ روز با هم بودیم اونم از روی عادتی که همه پسرای ایران دارن بود و ما هم گرفتارش بودیم!
خب قضیه آرمیتا رو هم که همه می دونین در اینجا هم کاملا توضیح دادم پس از این ماجرا هم من اخلاقم کاملا سرد شد چند دفعه قصد بهم زدن داشتم که با گریه و زاری طرف می شدم که خب عذاب وجدان نمی گذاشت ادمه بدم به همین خاطر منم برای تسکین دلش می گفتم دوست دارم!! که قبلا واقعا دوسش داشتم ولی خب بدون هیچ دلیلی برجسته ی خاصی ازش بدم اومد!! از اینور ته دلم می خواستش از اینور بقیه دلم نمی خواست از این وجدانم عذابم می داد و همه ی اینها به من فشار می آورد که یکی ازدوستان گفت من با ارمیتا صحبت می کنم همه چی تموم میشه و اون ازت متنفر میشه واین اتفاق هم افتاد الان هم من با عذاب وجدانم می جنگم و انشااله تموم میشه چون یک رابطه ۱.۵ طرفه اونم از طرف مقابل رو تموم کردم نه قتل!
و ملیکا...
ایشون رو هم ۲ بار بیشتر ندیدم و اصلا زیاد نمیشناسمش و پست قبلی بیشتر جنبه طنز داشت واسم! متاسفانه جدی شد!
حالا نسبت به خودتون کی هیولا تره؟؟؟
و در پایان ژاسخ کامنتتان را بخوانید
این شعر برای خاص نیست فقط چون زیباست:
من سمفونی سکوت نوشته ام
تا مردگان
با ساز های نامریی
تنها برای تو بنوازند
نویسنده: فائزه
دوشنبه 9 آذر1388 ساعت: 1:22
سلاااام به به اولین نظر مال خودمه

تبریک می گم
نویسنده: فائزه
دوشنبه 9 آذر1388 ساعت: 1:23
لازم نیست دیگه به خودم زخمت نصیحت کردن بدم. چون هر دوتا خواستگاری به هم خورد
اینم از شانس این دختره
اینقد این دست اون دست کردین مهندس برق پرید
نویسنده: نگین
دوشنبه 9 آذر1388 ساعت: 15:36
خوبه نیومدی انسانی اگر نه آبرویه هر چی انسانه می بردی !
خوب من پشیمون نیستم چون هر چی آدم تنبل از درس فراری میرن انسانی!!
آخ خدا من چی بگم از دسته شما پسرا که واقعا رو اعصابین مخصوصا تو!
هی چه میشه کرد ! هییییییی
من از اینکه رو اعصاب دختر جماعت باشم لذت می برم!!!
دلم هم واسه الیکا می سوزه هم ملیکا ! معلوم نیست چه گناهی به درگاه حق کردن این بلا(استعاره از علی !) به سرشون نازل شده !!!
والا الیکا که بر ما بلا بود ملیکا هم هنوز این موهبت الهی نصیبش نشده!!
نه دیگه بیا کاره بدم بکن ! نچ نچ نچ !
خیلی ها این کارو می کنن
!
راستی اون نفر بالایی که با هم رابطه نداشتیم !!! 
عجب!
نویسنده: آرمیتا
دوشنبه 9 آذر1388 ساعت: 21:19
نگین دلت واسه من چی نمیسوزه؟
سایت آفتابگردون و یاهو مسنجر کفاف دوستانمون رو نیمده!!
نویسنده: آرمیتا
دوشنبه 9 آذر1388 ساعت: 21:27
علي اگه من بميرم جز تو كسي مسؤل مرگم نيس
خب امید وارم این اتفاق نیفته و شما ۱۲۰ سال در خوشی عمر کنی!!
اميدوارم بدتر از اينا سرت بياد بدتر از اينا
امیدوارم موفق و عاقبت به خیر بشی!!
نویسنده: َِARASH_EKBATAN
دوشنبه 9 آذر1388 ساعت: 22:28
من که نمی شناسمت اما می تونم به راحتی بگم کا تو خخخخخخخخخخخخخخخیلی بدبختی من جات بودم خودمو می کشتم تتتتتتتتتتتتتتو سرت
خودکشی برای آدمای ضعیفه و من خدا رو دارم و اگر اشتباهی هم بکنم خودش می بخشتم!
نویسنده: آرميتا
سه شنبه 10 آذر1388 ساعت: 11:57
پاك ميكني؟
پاك كن عيبي نداره
وبلاگ خودمو كه نميتوني پاك كني
الدرگیرُ مٍن الدرگیر
نویسنده: hidden girl
سه شنبه 10 آذر1388 ساعت: 12:27
ولی اینکه همتون فقط 1ادعایید
آدم مثل تو زیاد دیدم چه دختر چه پسر به نظر من که خیلی افکارت پوچ . . .
بای
به هر حال از اینکه نظر دادی ممنون
نویسنده: نیما
سه شنبه 10 آذر1388 ساعت: 15:21
علی خدا بهت صبر بده با این همه خل و چلی که دور و برت هست
خوشحال شدم که بالاخره درست شدی
من که درست بودم حالا از نظر تو هم شدم الحمداله
نویسنده :
علی - ساعت 22:36 روز یکشنبه هشتم آذر 1388
سلام
خسته شدم از یکنواختی !!!اه اه!!
خدایی!!!
بعد از مدتها گفتیم با خونواده بریم باغ داداشه خونی بریزیم و کبابی به دندون بکشیم روحیاتمون عوض بشه!
از قضا سر راه یک تجدید تسلیتی به خاله گرامی عرض کنیم ولی رفتیم خونه ی خاله به چنان وضع نا هنجاری ماندگار شدیم که نگو!!
و باغ و کباب به قول شاعر صفا سیتی تبدیل غم و اندوه و بغض شد !
و بنده از فرصت بدست آمده استفاده می کنم و از شما تقاضا می کنم که فاتحه ای برای شادی تازه گذشته بفرستید!!!
و اینکه چون خودم بسیار انسان حساس و دلنازکی هستم دادیم طرف رو یکی از دوستان برامون پیچوند
چه معنی داشت ۶ ماه رفاقت
اونم با آدمی مثل من(هیولا)
می خوام رو یه روال عادی که افتادم برم سراغ ملیکا نامی و با احساساتش بازی کنم و دمار از روزگارش دربیارم بعد ولش کنم کلی حال بده(نیاز به یادوری شما که بنده آدم مریض و روانی هستم نیست چون خودم می دونم و شما می تونین اعتراضات خودتون رو به الیکا اعلام کنید که این بلا رو سرم آورد)
من یک تمایزی که با همکارانم(بیمار های روانی) دارم، اونم اینکه من با دخترا کارای بی تربیتی نمیکنم و این حسن نیت ما رو نشون می ده برین حال کنید!!!
و ما از دوستی که پسچانیده شده می خوایم که بیخی ما شو تا ما نانی به کف آریم و به غفلت نخوریم!!
و در پایان شما را به این شعر و پاسخ کامنتتان دعوت می کنم!
برام غصه نخور حال و روز من بد نیست
اگر چه آب و هوای دلم کمی ابریست
اگرچه فاصله بین من و تو بسیار ست
به شوق دیدنت ای خوب زندگی جاریست
همین که خنده ز لبهات بوسه میگیرد
همین که زندگیت چون گذشته ها عادیست
همین که محکمی و سبز از خودت سرشار
همین برای من خسته از عدم کافیست!
توسط:Metti
سلام . مطلب بسيار مفيدي بود .
خوشحال ميشم شما هم به وبلاگ من سر بزنيد و اگر خوشتون اومد روي تبليغات کليک کنيد ( خواهشا اگر کليک کرديد 30 ثانيه توي صفحه اي که باز ميشه بمونيد و بعد ببنديدش ) . در ضمن شما هم ميتونيد با عضويت در سايت اکسين ادز که تبليغش رو بالاي وبلاگم گذاشتم براي خودتون درآمد کسب کنيد .
اصلا هم چيز عجيبي نيست . شما براي اين سايت تبليغ ميکنيد و ازش پورسانت ميگيريد . به همين سادگي .
خلاصه امتحانش مجانيه .
سبز باشيد
کجای این مطلب مفیر بود؟؟
| توسط:چیز |
 با کمک های ثانویه در خدمتیم (^_^)   |
دستون در نکنه!!
| توسط:فائزه |
سلام خدا بد نده راه گم کردی اومدی اونورا؟!!!! خدا رحمتش کنه....... متاثر شدیم! با اجازه ت یه جمله تو تصحیح می کنم: لعنت به این کنکور که همه چیزو از همه گرفته! تا حدی که بنده که دوم دبیرستان تشریف دارم از الان باید حرص کنکورو بخورم!! |
لعنت به کنکور!لعنت!!
| توسط:نیما |
|
عجبااااااااااااااااا
یادش بخیر 
راستی سلام 
واقعا یادش بخیر
| توسط:آرميتا |

اميدوارم از دو دلي و گم راهي در بياي |
اومدم!!
شما پسرا از خلم دو تا اونورترین! دوسش داره میگه حوصلشو ندارم !!! هه هه هه !!! منم مثلا دارم واسه کنکور می خونم ! وکیل!!!
کاش منم انسانی خونده بودم رتبه ۱ کنکور می شدم!!!
| توسط:آرميتا |
آره نگين دقيقا
تازه :
(علی امروز رو فاز مخ زنی بود که زد ۲ ۳ تا ولی همین فردا می پیچوندشون بیکاره مگه!!)
ميگه حوصله اوني كه دوسش داره رو نداره اون وقت رفته مخ زني |
سایت آفتابگردون کمی اون ور تر راحت بچتید!!
نعمت مخ زنی در وجود پسران یه امتیازه ولی در این کره خاکی هیچ دختری نمی تونه مخ منو بزنه!!!هه هه هه
| توسط:hidden girl |
|
salam bar to ei gagool ali kolan dargire fazash etesali karde bayad bere tamirgah shoma pesara ham k faghat vase mokh zani khobid . . .albate onam . . . bye bye
اونم چی؟؟؟ | |
نویسنده :
علی - ساعت 0:7 روز جمعه بیست و نهم آبان 1388
سلام
یه چند وقت علی نبود !! کار خاصیم نمی کرد!!!! فقط دیگه حوصله ی نتو نداره!!
ولی دلش برا دوستاش(نیما ،میلاد،نگین ،نیوشا،آرمیتا و حتی برا اونایی که ازشون دلخوره...) تنگیده!!
علی یکی از تلخ ترین های زندیگیش رو اخیرا تجربه کرد و پسر خاله جوونش فوت شد و هنوز باورش نمیشه!
علی داره برای یکبار دیگه برا کنکور تلاش می کنه که حداقل زاهدان قبول بشه! که میشه!
تا نشه دست از تلاش بر نمی داره!!
علی دیونه شده آخه هی میزنه دل یکی رو میشکونه!!
آخه علی نمی دونه طرفو دوست داره یا نه !!!!
علی عشق تنوعه!!!
علی امروز رو فاز مخ زنی بود که زد ۲ ۳ تا ولی همین فردا می پیچوندشون بیکاره مگه!!
علی باز داره چرت و پرت می نویسه!!!
لعنت به این کنکور که همه چیز رو از علی گرفته!!
علی طرف رو دوست داره ولی از اینورم حوصلش رو نداره!!!
چیکار کنه حالا؟؟؟
بعد از مدتها این داش محسن چاووشی چه کیفی به این علی میده!!!
این پست رو دادم بدونین هنوز زندست!!!
دوستون داره!!
نویسنده:خود علی
پاسخ به کامنتها:
نویسنده: Armita
پنجشنبه 12 شهریور1388 ساعت: 20:7
عجب دختر بدى!!!
ولي من به شخصه اكه با پسري باشم ديگه بقيه پسرا رو آدم حساب نميكنم اصلا ديگه جز اون كس ديگه اي پسر نيست

علی: کاره خوب رو شما میکنی!
نویسنده: نیما
شنبه 14 شهریور1388 ساعت: 5:31
من که یادم نمیاد همچین چیزی گفته باشم!!!!
علی:مدارکش موجوده لزم باشه ارائه می دین
نویسنده: ...
شنبه 14 شهریور1388 ساعت: 15:0
دست نوشته های یک گاگول!
علی:دعای شریفه ۵ بار
نویسنده: دریا
شنبه 14 شهریور1388 ساعت: 16:47
حیف که یه دوره ایی باهات قهر بودمو وهستم!وگرنه بهت می گفتم که اون دختره گاگاگول بود نه تو!
علی:من که گاگولم نباشم دنیا لذتی نداره واسم
نویسنده: نیوشا
شنبه 14 شهریور1388 ساعت: 22:4
ارزانی س*وپر فلان و دوستانش!!!


علی:

نویسنده: نیما
یکشنبه 15 شهریور1388 ساعت: 14:48
من اینا رو دوباره تکذیب می کنم

ولی اینا رو می گفتم
ارزانی .... فلان و دوستانش!!!
ولی در کل چقدر بعضی ها خودشون رو به ..یت می زنن؟!
علی:ما حرفی رو بی مدرک نمی زنیم!
نویسنده: دریا
دوشنبه 16 شهریور1388 ساعت: 15:46
اره واقعا!اونایی که فکر می کنن سالمن از همه خر ترن!
علی: یعنی خدایی نکرده شما پیش خودت فکر میکنی نا سالمی؟
نویسنده: نیما
سه شنبه 17 شهریور1388 ساعت: 21:33
علی اگه پستی زدی
جواب نظرات من رو توش نده!
ممنون
از یه طرف هم من یاد گرفتم با خوک کشتی نگیرم چون کثیف می شم و از یه طرف هم خوک از این کار لذت می بره
علی:اینو ندیده بودم از این به بعد جواب نمیدم
نویسنده: دریا
چهارشنبه 18 شهریور1388 ساعت: 12:39
واییییییییییییی چه کار بدی!مگه تو تو طویله کار می کنی که همش داری باخوک کشتی می گیری؟!مواظب باش دیگه این کارو نکنی چون ممکنه انفونزای خوکی بگیری خدایییییییییییی نکرده!علی بدوبرو یه اسفنددود کنه نیما چشم نخوره!اخه بچم کشتی گیره ما تاحالا متوجه نبودیم!
علی: بداهه قشنگی بود!
نویسنده: faezeh
شنبه 4 مهر1388 ساعت: 1:49
salam. chera dige up nemikonin, be nazare man post haton ghashange. ini ke dar morede merati neveshtin kheili jaleb bood. dar morede in khanom ham begam adam bazi vaghta az inke bazi ha in kara ro mikonan az ham jens bodan bahashon sharmande mishe
علی: من از نظرتون تشکر کرده و در اسرع وقت یه سر بهتون میزنم
نویسنده: نگین
دوشنبه 13 مهر1388 ساعت: 16:57
نیما منو میگی ؟! کدوم وبلاگ ؟! وبلاگ فمنیست که بازه ! وبلاگ شخصیمم از دوستم ابی خواستم مسدودش کنه مسدوده ولی بسته نیست " به درخواست مدیر سایت یه مدت بسته است"
آخ علی چه قدر اینا رو خوندم خندیدم مخصوصا اینکه میلاد فکر کرده بود این یارو که میگی منم !!!
نیما سکتم دادی چی بسته است ؟!

نیما خداییش ندیده بودم دعوا کنی خیل باحاله دعوا که می کنی !

علی: میلاد خیلی منحرفه!! مارو چه به شما!!
نویسنده: نگین
دوشنبه 13 مهر1388 ساعت: 17:0
یعنی الان باید تقاضا کنیم تا آپ کنی ؟!

علی: تقاظا که نه ولی اظهار لطف دوستان مایه دگرمیه ماست
نویسنده: hidden girl
پنجشنبه 23 مهر1388 ساعت: 15:26
salaM bar to ei gagooool
gagoool mamani jijili mijili

manam emo

chetory ya na?!!!
ajab dokhtaraei peida mishana?!
na?!
va?!



postet ro b zabane ghajar neveshti

baba ghajar!
bye az man hi az u
biya ontarafa agar doos dashti
علی: خدمت میرسم
نویسنده :
علی - ساعت 1:54 روز چهارشنبه یازدهم شهریور 1388
سلام
با خود گفتیم خاطرات این چند روز را به صورت ریز تر به نگارش کنیم تا اینکه هم خویش و هم دوستان حالش را ببرند.
چند وقتی بود در اینترنت دختر خانومی به ما ابراز علاقه می نمود!(چون آدم خوبی هستیم نام نمی بریم)
ولی ما به جنسیت ایشون شک داشتیم و هی حالش رو می گرفتیم
ولی پس از یک تحقیقات کوچک کم و بیش حالیمان شد طرف دختر است!!
ایشان عرض می کردن علاقه وافر به بنده دارند و به جز بنده هیچکس را آدم حساب نمی کنند!!
و ما می گفتیم احسنت آفرین و کم و بیش در ما نیز علاقه شکل می گرفت!!
این خانوم بسیار از کلمه عکس وحشت داشت و تا ما می گفتیم عکست را بده ببینیم ما با بشر چت می نماییم و یا با موجودات ما وراءالطبیعه ایشان متشنج شده و می گفتند من دارم گریه می کنم!!! و چون ما آدم خوبی هستیم بی خیال می شدیم!
ایشان هر روز به ما پی ام ارسال می نمود که فلان کس به ما ابراز علاقه می نماید ما چه کنیم؟!!
ما هم غیرتی بازی درآورده و قات می زدیم و به فلان کس فحش تلاوت می کردیم!!
و این قضیه ادامه داشت و اگر هی ما هیچی نگوییم ادامه خواهد داشت!!
ایشان هم به ما می گفت که حال فلان کس را فلان فلان نموده است!!!
و ما حال می کردیم!!
ولی بنده جدیدا شواهدی می بینیم که عکس آن به ما ثابت می شود و به قول استاد گرانقدر نیما:فلانی که با همه هست...
منظور از نیما، نیما رشتی(یوشیج)نیست!!
همین نیما خودمان است!!!
و ما چون با دختری که با همه حال کند، حال نمی کنیم!!دیگر باهاش حال نمی کنیم تا حالش گرفته شود و برود با همان فلانکس ها حال نماید!!
ارزانی س*وپر فلان و دوستانش!!!
نویسنده :
علی - ساعت 5:59 روز یکشنبه هشتم شهریور 1388
قبل از هر چیزی بگم که عکس زیر تزیینی نیست و کاملاً مستنده.بعدشم اینکه این آقاهه که قیافه بیانگر مهرورزی و مهربانی و اینهاست ، همون آقاهه هست که قبلاً بهش ایمان مرآتی میگفتند و الان یه سری چیز های دیگه میگن که چون ما اینجا به مادر و خواهر کسی کار نداریم ،نمیگیم!
اما قضیه این عکس از چه قراره؟خودتون بخونید تا بفهمید.(درضمن تمام نوشته های زیر از ذهن خلاق نویسنده سرشار شده و شاید اصل ماجرا حتی از این فاجعه آمیزتر بوده باشه!)
آقای خبرنگار:سلام بینندگان عزیز. امروز به خیابان های شهر اومدیم تا نظر مردم رو درباره این شورش ها و اغتشاشات که هممون میدونیم کار انگلیس خبیثه بپرسیم.
(((در همین حال از بین هر ده نفری که دوست عزیز خبرنگار می خواد باهاشون مصاحبه کنه، نه نفرشون با دوربین صدا و سیما مصاحبه نمیکنند.در نهایت یه خانوم (که ایشون رو در عکس مشاهده می کنید) حاضر به مصاحبه میشه.)))
آقای خبرنگار:سلام خانوم میشه به بینندگان عزیز بگید نظرتون درباره این شورش های اخیر چیه؟البته رو به دوربین لطفاً بگید!
-سلام والله به نظر من اصولاً یکی از مهمترین چالش های عصر پ....پس....پستا....پسام...پسمانده... پستانداران.....پستانمدرن ایسم.....ای بابا چقدر بدخطه!
آقای خبرنگار :(اندکی دستپاچه و هول)ام ....م.... منظورتون پست مدرنیسمه؟
-آهان بله همون که شما می فرمایید. ناراحت نشو ننه.دوران پیریه دیگه.چشم هام نمیبینه.خوب خط چندم بودم؟
آقای خبرنگار: (کمی قرمز میشود) البته منظور این همشهری اینه که اینقدر صحبت کردن در مذمت این آشوب ها واضح و روشنه که انگار آدم داره از روی نوشته میخونه.(یه کم صداش رو پایین تر میاره و همراه با ایما و اشاره میگه)خط دوم بودید حاج خانوم
-بله میگفتم پست مدرنیسم اینه که دولت های استعماری مثل امریکا و انگلیس و دولت بی بی سی فارسی از خیار سه کیلو، هویج پنج کیلو.سیب دو کیلو، پیاز دو کیلو ،کاهو و روغن و عدس هم یادت نره بخری ولی سیب زمینی نمیخواد بگیری شب هم زود بیا مامانم و آبجی شهین امشی شام خونمون مهمون هستن....
آقای خبرنگار:(ایندفعه خیلی قرمز میشود) و نگاهی غضبناک به اون آقایی که موهای سرش یه کم ریخته و نیشش بازه ،میزنه که یعنی: مرتیکه فلان فلان شده اینا چیه روی این ورقه نوشتی؟مگه قرار نبود انشاهای رفیق حسین رو توی ورقه بنویسی؟!!؟!؟
اون یارو هم با نگاهی مظلومانه به خبرنگار خیره میشه که یعنی:حواسم نبود در ثانی کاغذ دیگه ای دم دستم نبود مجبور شدم سفارشات خانومم رو همینجا بنویسم.
اون خانومه هم که اصولاً توی باغ نیست و همینجوری داره ادامه میده: خربزه وهندوانه هم یادت نرود.پوشک مای بیبی سایز 4 و شیرخشک نان 2 هم خرید شود و ....
و این بود ماجرای یک گزارش بسیار راست و واقعی و حقیقت طلبانه و اصولی!
قصه ما به سر رسید درضمن کلاغه رو هم از سمتش برکنار کردند! به همه تبریک میگم!
نویسنده :
علی - ساعت 5:33 روز یکشنبه هشتم شهریور 1388
سلام
ایندفعه به دلیل تقاضای دوستان آپ نمودیم
میریم سراغ نظرات
|
توسط:میلاد |
|
عاشقی اشتباهه و تو اشتباه کردی.............................. |
کی من کی کجا؟؟
| توسط:نیوشا |
|
عجب!!!! سایتت کی افتتاح شد؟ کی تعطیل شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟! همین اخیرا
شما که آدم سست عنصری نبودی!!!
هنوز هم نیستم در ضمن هر وقت هم اینجا رو آپ کردی اف بده به همهplZ... به جون بچم آف میدم به همه!!
فعلا چاکریم تا بعد ببینیم چی میشه!
ما بیشتر!!
| توسط:نیوشا |
|
خوب شما که قصد کپی داری برو اون داستانو کپی کن بزار اینجا... یادش بخیر بینتل!!!
آره یادش بخیر ولی سر و ته نداره چیو بزارم؟؟؟
| توسط:نسیم |
|
سلام عزیزم کامبیوترم درست شد راستی بدو برو وبلاگم یه مطلب گذاشتم که حتما بخونش خیلی خوبه...منتظرم بای.....
خدا رو شکر
|
| توسط:شیما |
|
سلام وبلاگ با حالی داری ولی مطلب مربوط به بهمن خیلی چرت بود اصلا به گروه خونی من نمی خورد
در قبال مطالب کپی هیچ مسئولیت به عهده گرفته نمی شود!!!
-------------------------------------------------------------------------
و اما خاطرات اخیر چیزی یادم نمیاد جز اینکه روزه گرفتم و افطار حلیم خوردم!!! سریال شبکه ۳ رو نگاه کردم فقط ، اون یکیا اصلا ارزششو نداره!!!
دلم برای الیکا تنگ شده!
با اینکه خیلی نامرد بود!! شاید واسه خاطراتمون تنگ شده
۵ ماه دوستی طولانی ترین دوستیم بود!!!
و اینکه خیلی دوستش دارم!!!!
جدیدا یکی رو هم دوست دارم ولی نام نمی ببرم!!!
البته اونم میگه دوست دارم ولی مطمئن نیستم!!!
خواهر نگین نیمده چند وقت نگرانیم!!!!
میلاد جواب سلام نمیده!!جالبه!!!(خب نده)
واینکه می دونم خیلی پست ضایعی دادم !ولی با یه مطلب کپی جبران می کنم!!!
یه کودتا در دست بود که شکست خورد!!نام نمی برم!!
داریم اغتشاش می کنیم!! البته ما پشت پرده ایم!!
دوستان سپاهی دارم درباره ی یک سایت میگم !لطفا نگیرین منو!!!!!
و اینکه کم آوردنگی هست دیگه!! نزنین منو!!!!چر آپ کردم!!!؟؟
و اینکه جاتون خالی سحر، قرمه سبزی زدیم!!!!
واینکه از بیکاری پکیدیم!!!
و اینکه شاید یه سفر شمال برم شاید هم یه تور مناسب پیدا کردم برم دوبی!!!
و اینکه تا آپ ثانوی(شاید بعد از سفر)بای!!
|
ای غم ، ای همدم
دست از سر دل بردار
ای شادی یک دم
مرهم به دلم بگذار
دل جای شادیست
از غم شده ام بیزار
ای غم بیرون رو
این خانه به او بسپار
ای دل ، زین همه غم تنها غم او بگذار
با این خانه تنگ ، با این خانه سنگ ، با این دل چه کنم ؟ | |
نویسنده :
علی - ساعت 5:48 روز یکشنبه یکم شهریور 1388
متولدین فروردین :درهای شانس به وریت بسته میشه. امروز نامه ای دریافت میکنی که یا احضاریه ست از طرف دادگاه یا نامه اخراجت از اداره ست..درکل بهتر بود امروز از خواب بیدار نمی شدی!
متولدین اردیبهشت: آدم مهربون و ساده ای هستی و به عبارت بهتر خرفت و احمق هستی.در حالی که الان داری وقتتو برای خوندن این مطلب تلف می کنی شوهرت داره با همسایه طبقه بالاییتون که یه زن مجرده از اون کارا می کنه!
متولدین خرداد:اینقدر موقع راه رفتن توی خیابون قیافه نگیر و فکر نکن حالا که مهندسی شریف قبول شدی خبریه.اگه میبینی امروز توی خیابون همه داشتند بهت نگاه میکردند به خاطر این نبوده که آدم مهمی شدی بلکه به جای فکر کردن به این مسائل ،باقی مونده خط چشمتو که تا پشت سرت کشیده شده رو پاک کن!
متولدین تیر: مسافرتی غیر منتظره پیش میاد.اما خوشحال نباش چون قرار نیست بری یونان یا دبی یا حتی کیش.حتی شمال هم قرار نیست بری. همه چک هات برگشت خورده و امروز قراره یه سفر به زندان داشته باشی!
متولدین مرداد: آقا ما خیلی مخلصیم.من غلط بکنم در مورد شما فال بگم.به هر حال خودت طنز نویسی بعداً میزنی دهن مهن ما رو توی نوشته هات صاف میکنی!ما خیلی دوست داریم!
متولدین شهریور: امروز روز زیباییه اما نه برای تو! تا دو ساعت دیگه از بالای پل میرداماد پرت میشی پایین بعدشم یه وانت نیسان آبی زهوار در رفته از روت رد میشه و سرتو دو متر پرت میکنه هوا و بعدشم سرت میفته توی جوب آب و تا ونک میره و آخرشم میفته توی چاه فاضلاب.آخر شب هم که باقی بدنت رو میبرن سردخونه برق میره و جسدت می گنده!
متولدین مهر:دوران فراق و جدایی به سر اومده.خوشحال باش که انتظارت به پایان رسید و یارت از سفر می آید.فقط وقتی دیدیش سعی کن خودتو کنترل کنی و ضایع بازی در نیاری.چون طرفت همراه با نامزد جدیدش میاد تا انگشتر نامزدیتو بهت پس بده و تورو مثل یه مگس از زندگیش بندازه بیرون!
متولدین آبان: امروز به خیابان نرو.حالا اگه خواستی بری برو اما اگه دیدی یه عده آدم با لباس سفید و ریش و بیسیم دارند از دور نزدیک میشن به جای اینکه مثل احمق ها خونسردیتو حفظ کنی و به راهت ادامه بدی و تو دلت بگی من که کاری نکردم که نگران باشم ،باید با بیشترین سرعت ممکن فرار کنی چون اونا دقیقاً به خاطر اینکه کاری نکردی میخوان بگیرنت!در ضمن توی اون کوچه هم نرو .بن بسته....
متولدین آذر: زندگی ارزش ناراحت شدن رو نداره.مخصوصاً برای تو.من واقعاً تعجب میکنم.هفته پیش که بچه ات مرد.پریروز هم زنت مهریه اش رو به اجرا گذاشت.ماشینتم که دیروز آتیش گرفت.صاحب خونه هم که امروز صبح جوابت کرد.پس دیگه چرا به خاطر یه مسئله پیش پا افتاده گلی شدن کفشت ناراحت میشی؟
متولدین دی: کمتر پاچه بگیر! زندگی ارزش نداره که اینقدر سگ باشی و همه رو گاز بگیری.اون اخلاق مزخرفت رو هم بهتر کن که دو نفر رغبت کنن بیان خواستگاریت!
متولدین بهمن:اشکال نداره خدا بزرگه.نا امید نشو بلکه از این شکست درس بگیر و بدون که همه راه ها به دانشگاه ختم نمیشه.قرار نیست همه برن دانشگاه که.مملکت به افراد کودن و نادان هم احتیاج داره!
متولدین اسفند:اشکال نداره اتفاقیه که افتاده از دست تو هم کاری بر نمیاد.باید اون موقع که رفتی توی خونش فکر اینجا رو میکردی.حالا هم زیاد خودتو ناراحت نکن من دکتر آشنا دارم 200 میگیره و مثل روز اولش واست درستش میکنه.اون قرصا رو هم بذار کنار تو تازه 19 سالته و زوده که بمیری!
نویسنده :
علی - ساعت 4:20 روز یکشنبه یکم شهریور 1388
سلام
اول از همه ماه مبارک رمضان رو به همه ی روزه گیران عزز تبریک می گم وامیدوارم صحیح و سالم ای ماه عزیز رو روزه بگیرید!!انشاالله
خب روز اول ماه رمضون رو به سادگی روزه گرفتم مشکلی نبود!!
بازم مثل چند وقت پیش دچار سر درگمی شدم!
احساس تنهایی!!بی کسی!!علافی و پوچی می کنم!!
فقط با فیلم دیدن آروم میشم!!عجیبه!!
می خوام سایتمو ببندم!!! اعصاب ندارم جان شما!!
هیچکی کمک نمی کنه منم کم تحمل!!
یعنی نمی بندمش فقط پست نمی دم!!
دیگه نمی دونم چی بگم بگم!!
مثلا حلین عجب چیز خوشمزه ای امروز خوردیم!
آها سریالا!!
شبکه ۳ خوب بود!!
۲ بعدا باهال میشه!!
۱ تاریخی دوست ندارم!!
۵ هم نمی دونم داد یا نه؟!!
گفتم بیام آپ کنم سبک بشم !!!
اصلا از این به بعد چرت پرت می نویسم(نه اینکه قبلا نمی نوشتم)
حالا پاسخ به نظرات:
| توسط:نگین |
|
اول سلام
علیک دوم من همیشه با مسنجر خبر آفامو میدم ...
خبر می دی من آف دارم؟؟؟؟!! سوم منافق!
چرا؟؟!! چهارم مگه آفتابگردون به شما چه بدی کرده !؟
خودش که خیلی چاکریم بعضی از اعضای عزیزش...
پنجم جواب نظرت تویه همون ارسال که نظر داده بودی (دختران فمنیست) مثه همیشه داده شد 
خوندم !
و تو سایتت عضوم میخوای در رابطه با حقوق زنان می نویسم ! 
|
فعلا سایت تعطیل!!
| توسط:نسیم |
|
سلام علی جون منم ابم بیا اما از نوع خداحافظی...
خیلی بد شد!!
آره یه روزی ستاره ها رو نگاه میکردم
مثل دیوونه ها زیر بارون راه میرفتم
ساعتها با کلمات بازی میکردم
هر روز هر لحظه با تو بودم ، تو خیالم
اتاقم ، جایی که همیشه باید اونجا میبودم
تنها و تنها و تنها
وقتی خسته میشدم چشمامو میبستم و
با تو بودم .
لعنت !
از امروز ، روزه منه ،دیگه تو ذهنم نیستی
دیگه عاشق نیستم |